بخش نوشتارهای تارنگار :
http://www.nasl-man.blogspot.com
بخش نسکخانه :
http://www.shoubie.persiangig.com/nask/Nask.htm
بخش نسکهای احمد کسروی :
http://shoubie.persiangig.com/ahmad-kasravi/ahmad-kasravi.htm
دیگر بخشهای تارنگار از جمله سکولاریسم ، بیخدایی و حقوق بشر و ... از نوار بالای تارنگار سیاه مشق قابل دسترسی است.
posted by شارمین و آرشام @ 3:22 AM,
,
شک ، قدمگاه اندیشیدن
Wednesday, September 12, 2007
مقدمه:
نیاز انسانهای امروزین نه نیاز به معبود بلکه نیاز به درک درست از محیط اطراف خویش است. آدمی اگر بداند در کجاست و چیست دیگر نیازی به بت ساختن ندارد. اما در همین راستا ادیان همیشه با ساختن گذشته ای مبهم برای انسانها و همچنین در تنگنا قرار دادن آنها برای گزیدن و آزمودن راه کارها ، اندیشه را در حبس قرار داده اند . پیامبران با ساختن خدایی موهوم همیشه سعی بر این داشته اند تا انسان را در بند آورند ولی از آنجا که انسانها مجهز به سلاح اندیشه و خردورزی هستند ، رسولان واسطه میان موهومات و انسانها ، نخستین گام را در از کار انداختن اندیشه بر میدارند و وجود هرگونه شک را از درون انسانها می زدایند از اینرو با ترساندن آدمیان از عاقبت شک ورزی و اندیشیدن در جهان پسین سعی دارند همه را به مرده های متحرک مبدل سازند.
بهترین نمونه را میتوان در فرهنگ کشورمان دید که دیر زمانی است به چنگ اهریمنانی افتاده است که هیچگاه اجازه اندیشیدن را به مردمان نمیدهند ، اما بار گناه نه بردوش ادیان بلکه بر دوش مردم است که خود را در نا اگاهی قرار داده و نمیخواهند بیندیشند و خود را به خواب خرگوشی زنده اند. اگر شما درستی و راستی چیزی را دریابید و در صدد توجیه باورهای غلط خود برآید نابکار هستید ، تعصب دارید و هرگز نخواهید توانست از بند خرافات نجات یابید ، اما آنروز که با همپرسی با خرد خود بنشینید و در این رایزنی نیک و بد را مورد سنجش قرار دهید ، آنروز حاضر به پذیرفتن هر سخن موهوم و مبهمی نخواهید بود .
سر سخن :
دین اسلام از جمله ادیانی است که پیروان خود را همواره به اطاعت کردن بی چون و چرا از الله و رسول الله سفارش می کند و هرکه راه دیگر را پیش گیرد ، سزایش مرگ است ، چراکه در کار خدا و رسول شک کرده است و خواسته است مستقل بیاندیشید هیچ مومن و پیروی نباید جز آنکه الله می گوید انجام دهد چراکه یک رابطه بنده و ارباب میان او و پرودگار وجود دارد.
در سوره احزاب نشانه 36 الله به مومنان میگوید: «هیچ مرد و زن مومن را در کاری که الله و رسول حکم کنند اراده و اختیاری نیست و هرکس نافرمانی خدا و رسول کند دانسته به گمراهی سختی افتاده است.» باری مانگونه که می دانید سزای گمراهان آتش جهنم و سیخ داغ است و ه8یچ کس را یارای گریز از آن نیست. مرد و زن باید سر به اطاعت فرود آورند و در غیر جسمشان هیزم جهنم را تشکیل میدهد . روشن است انسان 1400 سال پیش آنهم در صحرای عربستان از آنجا که دارای ساختار میتولوژی پیشرفته نیست این سخنان را با جان و دل میپذیرد و هرگز از فرمان الله کج روی نمی کند. اما سر سخن با انسان امروز است که هر سخن را از روی ایمان بی هیچ چون و چرایی می پذیرد و به فرمانهای آن سر به زیر می افکند. انسان امروزی لحظه ای به خود شک راه نمیدهد و همه چیز را به سادگی میپذیرد همانند آیه 5 از سوره 32 که الله در مورد برگرداندن روح و حقایق از زمین به آسمان می گوید : « اوست که امر عالم را از آسمان تا زمین تدبیر میکند سپس در روزی که مقدارش به حساب شما بندگان 1000سال است باز بسوی خود بالا میبرد. »همانگونه که ملاحظه میکنید ممکن است هیچ مسلمانی تا به اکنون به این آیه توجه نکرده باشد اما الله میگوید فاصله او تا زمین هزار سال است که از این گفته میتوان چنین استنباط کرد : 1- خدا در این جهان وجود دارد چراکه فاصله اش باما هزار سال است حال انکه برخی از کرات با ما تا 20 میلون سال فاصله دارند. 2- انسان قادر خواهد بود خدا را مشاهده کند چرا که سفینه ها و تلسکوپ های امروزی قادر به مشاهده کرات با فاصله های چندین میلیون سال هستند .
امامغالطه مسلمانان در این باره چنین است که خدا برای اینکه تازیان تا 1000 بیشتر نمیدانستند چنین گفته است حال آنکه میدانیم خدا میتوانست از واژه های بسیار دور استفاده کند تا امروز مورد نقد قرار نگیرد و یا پیامبرش را در جایی مبعوث میکرد که بیش از اینها از ریاضی سر در بیاورند و نکته دیگر اینست که اصولا چرا برای خدا زمان مطرح است مثلا میگوید ما زمین را در 6 روز آفریدیم چرا خدا زمان صرف میکند(؟) . اما مسلمانان و به طور کلی پیروان ادیان هرگز به اشتباهات دین خود پی نمیبرند چراکه نمیخواهند که پی ببرند در همین مورد است که مسیحیانی که به انجیل های چهارگانه معتقدند با اینکه می دانند این کتابها نه تنها آسمانی نیست بلکه در یکی نسب مسیح را به مثلا یعقوب و در انجیل دیگر به ابراهیم میرساند هرگز بهخود شک را راه نمیدهند، در تورات عمر زمین نزدیک به 6000هزار سال است و برای خود توجیهاتی را علم میکنند که اگر آنها را باور کنیم عمر موسی و یا آدم به هزاران سال میرسد در حالی که میدانیم دانش امروزی عمر انسانها را بسیار دورتر از آنچه که ادیان میپندارند، تخمین زده است. هنگامی که شما قصد داشته باشید دینی را نقد کنید نخست مورد تهمت دین ستیزی قرار میگیرید و سخت ترین دشمنان شما روحانیون ادیان هستند چراکه نیک میدانند اگر پیروانشان بیاندیشند دیگر جایی برای آنها بروی زمین نخواهد بود و براستی اگر تمامی پیروان این ادیان و دیگر باورها کمی به خود جرات دهند و شجاعت اینرا داشته باشند تا بیاندیشند و به دنبال چرایی های ذهن خود گام بردارند، هرگز جهان را گرفتار موهومات نمیبینیم.
posted by شارمین و آرشام @ 5:44 AM,
,
چرا باورمندان مذهبی نمی اندیشند :
Sunday, September 02, 2007

هدف از این نوشتار بیان کننده نوع اندیشیدن مردمان معتقد به ادیان آسمانی و در پی آن بیانگر هدف نوشتارهای بعدی کانون است.
ذهنیت مردم بطور کلی بر دو گونه بنا شده است ؛ یا ذهنیتی خردگرا دارند و یا با ذهنیت استوره ساز و گاه خرافه پذیر پیش می روند. در مورد اول واکنش های متقابل از سوی باورمندانِ به دین ،استوره و به همراه آن خرافه ، بیشتر است به بیان روشن هنگامی که شما بی ایمان و نامعتقد به دین و یا خدا باشید بیشتر مورد سرزنش و شماتت قرار میگیرد تا هنگامیکه باورمند به منش و یا تفکری خاص باشید. بیان دلیلی روشن برای این نوع اندیشه های سرزنش کننده ساده نیست شما با بر خورد با دین های مختلف با نگرشی متفاوت مواجه هستید. که هرکدام ویژگیهای در خور خود را دارند اما حال اگر جز مورد دوم انسانها قرار گیرید، معتقدات شما بسیار ارزشمند و غیر قابل تغییر است و منتقد به اصول دگماتیک (لایتغییر) برخورد می کند که هرگونه ایراد به آنها عواقب ناخوشایندی را دارد ، چرا ؟ این چرایی موضوع سخن ماست که به آن خواهیم پرداخت .
بی گمان بیشتر مردمانی که پیرو دین های آسمانی هستند ، باور دارند که رسول آنها از سوی خدایی نادیده فرستاده شده تا آنها را به سر منزل مقصود رهنمود گرداند ، ولی این انسانها که از سوی پیامبران خود گوسفند نامید میشوند(سخنان مسیح درانجیل)، هیچگاه حق ندارند پرسش درونی ذهن خود را که برخاسته از خرد کنجکاو آدمیست را بیان بدارند چراکه هرگونه تردید و به چالش کشیدن شخص رسول کاریست خلاف قانون الهی و انسان خردگرا مستوجب عقوبت می شود . رفته رفته در این جوامع خرد کارایی خود را از دست می دهد. هرچه "شبان" می گوید "پیرو" باید به انجام آن کمر همت راست کند در غیر، او از زمره انسانهای جهنمی است. روشن است انسانی که قدرت اندیشه نداشته باشد نمیتواند درست و نادرست را از یکدیگر تمیز دهد و ناگزیر مرید و غلام دربند رسول می گردد. پیروان ادیان آسمانی از آنجا که حق تردید و پرسش در مورد چرایی های ذهن خود را ندارند و از آنرو که پیرو و باورمند به دینی الهی شده اند ، در خود تعصب و تک نگری را بوجود می آورند آنها در مقابل پرسشهایی که باورشان را زیر پرسش میبرد واکنش نشان می دهند چرا که به اصل دگماتیک دین خود ایمان دارند و تردید در آن را جایز نمی شمارند . این افراد با مغالطه و سفسطه بافی اشکالهای دین خود را می پوشانند چرا که نیک می دانند اگر لحظه ای شک را به خود راه بدهند ممکن است گمراه شوند ! از اینروست که همه در حالت کنش و واکنش با محیط اطراف خود به سر میبرند و هیچگونه عقیده مخالفی را تحمل نمیکنند. . به گفته احمد کسروی یک شیعه (به طور کلی پیروان همه ادیان) وظیفه دارد هر انچه تو می گویی و برخلاف باور اوست ، نپذیرد تا به باورهایش خدشه ای وارد نگردد. چنین است که پیامبران ابتدا پیروان خود را از عذابهای جهان پسین میترسانند و از آنجا که انسانها هر کار را به امید پاداش انجام میدهند ، به دنبال تنذیر ، وعده ی پاداشهایی نیکو و جاودانی را می دهند و رابطه بین آفریننده و آفرینش یافته را به نوعی معامله کالا به کالا مبدل می سازند. فرد در مقابل هر سجده ای که میکند و یا هر گردنی را که به زیر می افکند انتظار پاداش آن جهانی دارد و چون معتقد به اصول کار و فرموده های پیامبر خود است هرگز ، حتی از ترس عذابهای جهان آخرت دست به اندیشیدن نمیزند و یقین پیدا میکند که هر آنچه او میکند برترین و بهترین است. گرفتاری جوامع امروزی که البته جامعه ما از آن مستثنی نیست در این است که مردم هرگز تحمل پذیرش اندیشه نو را ندارند و به مقابله با آن میپردازند اما هنگامی که مردمان فرابگیرند که میتوان در کنار اندیشهای مختلف زیست ، باید دکان دین مداران را تعطیل شده دانست ، هدف کانون خرافه زدایی شعوبیه نیز بر این است تا با بوجود آوردن محیطی برای بحث و گفتگو این زمینه ها را فراهم کند و طبق تمامی گفتارهایی که در بالا آمد ، از این پس به نقد باورهای جامعه ایران و باورهای خرافی دین اسلام خواهیم پرداخت و با در اختیار گذاشتن نسکها و جستارهای مختلف در باب خردگرایی بر آنیم تا گامی کوچک در راه اگاهی بر داریم.
----------------------------
بخش کتابهای احمد کسروی بروز گردید.
posted by شارمین و آرشام @ 7:40 AM,
,
پشتیبانان فرهنگ کشتار خود کشتار گرند
Monday, August 27, 2007
بستر فرهنگ، چون سرچشمه ایست و در زبان و فرهنگ اولیه ایران زمین ،فرهنگ در چم(معنی) کاه ریز است این کاه ریز (کاریز) باید روزنه خویش را در زمین و به سوی نور بیابد تا سر برون آورده و به اوج خود برسد هنگامیکه کاهریز(قنات) بروی زمین جاری گردد تمامی مردمان را سیراب میکند و زمانی که راه به بیرون نیابد و در نطفه خفه شود، مردمان تشنه به دنبال هر فرهنگ و ضد فرهنگی میروند تا سیراب شوند، فرهنگ جامعه ما روزنه خویش را پیدا کرده چرا که ما ملتی هستیم با تمدن چندین هزار ساله و دارنده حقوق بشر اما کاهریز ما از سرچمه آلوده گشته است و شوربختی در اینجاست که میدانیم چه کسانی به چنین دَدمنشی دست یازیده اند خود سکوت را سلاح گردانیده ایم، در حالی که آگاهیم آنگاه که این سرچشمه نخستین آلوده شود تمام انشعابات خود را آلوده میگرداند و اگر خردمندانی پیدا نشوند تا این سرچشمه را بپالایند ، آن زمان است که تمامی قشرهای جامعه آلوده می شوند و این آن چیزی است که هدف این کهنه جامگان مبلغ دین و ریاست! آنگاه است که مردم نیز با جنایت و خونریزی مانوس میشوند چراکه فرهنگ خود را نشناخته و درنیافته اند و همانند کودکی هستند که نمیدانند خوب و بد چیست؟
در جامعه امروزین ایران ، کشتار و کشتار گری نوعی افتخار است، برای ذوب شدگان مردی ، کهنه جامه ، مردی که مبلغ آیین ریا و فریبکاری است. از تولیدات بنام این جامعه کسانی هستند که از گردن زدن و اعدام کردن نشئه میشوند، لذت میبرند و گاه برای شکنجه کردن وضو به قصد قرابت به الله میگیرند. اما در پس پرده این همه جنایت که حاصلش چیزی جز از دست دادن و پرپر کردن فرزاندان آب و خاک مان نیست ، گناهکاران ناآگاهی وجود دارند که آگاهانه یا نا آگاهانه از این جنایات پشتیبانی میکنند. مردم قطب و محور اصلی این شرارت ها هستند و البته این بدان معنا نیست که خود مردم جنایتکار و یا جنایت پیشه اند بلکه حضور آنان در آنجا که با هدف دیدن و عبرت گیریست، خود نشانه از حمایت اغلب ناآگاه دارد. گویی اگر اعدام را نظاره گر نباشند، شامگاهشان بامدادان نمیگردد، گویی از چیزی بیشتر از اینکه فرزندان خود را در حال جان دادن ببینند لذت نمیبرند و از اینجاست که جامعه انحطاط خود را بدست خود میبیند. اندیشه و خرد انسانی سپری است برای مبارزه با این دژخویی ها و اگر مردم ایران بدانند که چیستند و چه بوده اند لحظه ای این ننگ خرد ستیز و ضد انسانی را نخواهند پذیرفت اما افسوس ما از این است که جامعه را در خواب فرو رفته میبینیم و آشکار نیست که چه وقت بانگ سهمگین فرزندان بر دار کشیده، آنان را از خواب خرگوشی بیدار خواهد کرد.
نیاندیشیدن و خرد را به کار نبردن از نتیجه های آلوده شده آن سرچشمه ایست که وخشور بزرگ زرتشت و زاییده آن کاه ریز میگوید زن و مرد خود باید بیاندیشند تا نیک و بد را خود، ازهم تمیز دهند. و درست آن زمان که این اندیشه و فرهنگ فراموش گردد و زیر سم اسبان فرهنگ بدوی قرار گیرد ، مردم ناگزیر یا باید با آن خو گیرند و یا به مبارزه برخیزند و در این زمان است که برخی از مردم کشورمان سلاح قلم و اندیشه را دردست گرفته اند و دیگران خود را خو گرفته با این ضد فرهنگ ها ساخته اند، کشتار و دروغ ، ریا و فریبکاری، تقیه و مال مردم خواری حاصل این خو گرفتنها و چشم و گوش بستن هاست. امروز بر نسل جوان ایران است که دست در دست یکدیگر دهند و برضد این ددمنشی ها بپاخیزند چراکه هرچه از بیشتر از عمر این غده سرطانی بگذرد عواقب آن وخیمتر شده و شاهد خرابی ها و ویرانی ها و انحطاط ف6رهنگی بیشتری خواهیم بود.
دوستان و یاران گرامی میتوانید برای دسترسی به کتابهای احمد کسروی بروی نگاره این آزاده ایرانی کلیک کنید . این بخش به مرور همانند دیگر بخشهای تارنگار ( اتئیسم،جامعه و...) بروز می گردد و از همین تارنگار یا تارنگار سیاه مشق به اطلاع خوانندگان ایرانی میرسد همچنین در آینده ای نچندان دور میثاق و پیمان کانون را بروی تارنگار قرار خواهیم داد.
posted by شارمین و آرشام @ 4:06 AM,
,
18تیر
Sunday, June 10, 2007
آغاز به کار رسمی وبلاگ 17 تیر خواهد بود.
posted by شارمین و آرشام @ 9:55 AM,
,
آغاز
Saturday, November 04, 2006
با درود بر تمامی ایرانیان خردگرا و آزاد اندیش
کانون خرافه زدایی شعوبیه با همکاری آرشام پورآریا و شارمین مهر آذر 11 ماه دیگر شروع به کار رسمی خود میکند .
در این مدت بخشهای تارنگار که نیاز به تکمیل دارد همانند تمدن و فرهنگ ایران ، نوشتارهای پژوهشگران بزرگ، تدوین قوانین و پیمان نامه کانون و مهمتر ازهمه مقدمات پخش نشریه کانون مورد بررسی قرار داده میشود.امیدواریم با یاری شما گرامیان بتوانیم گامی کوچک در راه آگاه نمودن مردم ایران برداریم.
posted by شارمین و آرشام @ 10:21 AM,
,
other points
هدف :
هدف
کانون خرافه زدایی و ریشه کن کردن اندیشه های ارتجاعی قرون وسطایی است . کانون
همواره آماده مناظره و گفتگو با دگر اندیشان می باشد، و هرگونه نفد و خرده ای را با
آغوش باز می پذیرد،در بخشهای مختلف کانون همچنین در وبلاگ
سیاه مشق که وابسته به کانون
است ، تلاش بر آنست که مردم ایران از آنچه تا بدین روز در زیر پوشش سانسور بوده است
آگاه شوند و ما را در این راه یاری رسانند.
سیاست :
سیاست
کانون بر پایه آگاهی و گفتگو بنا شده و سیاست کانون هرگز توهین به اعتقادات و
باورهای دیگر اندیشان نیست بلکه به وجود آوردن مکانی است برای گفتگو و تبادل
نظر . در این راستا با به وجود آوردن بخشهای بی خدایی ، حقوق بشر ، سکولاریسم و
.... سعی داشته ایم تا با دسته ینده موضوعی اطلاع رسانی را برای خوانندگان گرامی
آسان نماییم.
About This Blog
Contact Us
برای تماس با کانون بروی لینک بالا کلیلک کنید.پس از یک دقیقه صفحه ای ظاهر می شود ، پیام خود را در آن بگذارید و برای کهترین بفرستید.
به ایران
بیاندیش آزادی در دستان ماست![]()




